نثر · شماره 209
گفت: چون مایوس بود از نفس و فعل خویش، و پناه با خدای دهد در جمله احوال، و او را هیچ پیوند نماند به جز حق.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 206
و گفتند: در خلق چه گویی؟
# - 207
گفت: جمله خلق در وحشت اند و ذکر حق کردن در میان اهل وحشت غیب بود.
# - 208
و پرسیدند: بنده مفوض که بود؟
# - 209
گفت: چون مایوس بود از نفس و فعل خویش، و پناه با خدای دهد در جمله احوال، و او را هیچ پیوند نماند به جز حق.
انتخابشده - 210
گفتند: صحبت با که داریم؟
# - 211
گفت: با آنکه او را ملک نبود و به هیچ حال تو را منکر نگردد، و به تغیر تو متغیر نشود، هرچند آن تغیر بزرگ بود از بهر آنکه تو هرچند متغیرتر باشی، به دوست محتاجتر باشی.
# - 212
گفتند: بنده را کی آسان گردد راه خوف؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 209 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.