کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 87

گفت: مدتی نفس را به درگاه می بردم، و او می گریست، چون مدد حق در رسید نفس را می بردم، و او می خندید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 84

    و گفت: سی سال خدا برای طلبیدم، چون بنگرستم او طالب بود و من مطلوب.

    #
  2. 85

    و گفت: سی سال است تا هروقت که خواهم که حق را یاد کنم دهان و زبان به سه آب بشویم، تعظیم خداوند را.

    #
  3. 86

    ابوموسی از وی پرسید که: صعبترین کاری در این راه چه دید ی؟

    #
  4. 87

    گفت: مدتی نفس را به درگاه می بردم، و او می گریست، چون مدد حق در رسید نفس را می بردم، و او می خندید.

    انتخاب‌شده
  5. 88

    و پرسیدند: در این راه چه عجبتر دیده ای؟

    #
  6. 89

    گفت: آنکه کسی آنجا هرگز وادید آید.

    #
  7. 90

    نقل است که در آخر کار او بدانجا رسیده بود که هرچه به خاطر او بگذشتی در حال پیش او پیدا گشتی و چون حق را یاد آوردی به جای بول خون از او زایل گشتی. یک روز جماعتی پیش شیخ درآمدند، شیخ سرفرو برده بود، برآورد و گفت: از بامداد باز دانه پوسیده طلب می کنم تا به شما دهم تا خود طاقت کشش آن دارید در نمی یابم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 87 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.