نثر · شماره 89
گفت: آنکه کسی آنجا هرگز وادید آید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 86
ابوموسی از وی پرسید که: صعبترین کاری در این راه چه دید ی؟
# - 87
گفت: مدتی نفس را به درگاه می بردم، و او می گریست، چون مدد حق در رسید نفس را می بردم، و او می خندید.
# - 88
و پرسیدند: در این راه چه عجبتر دیده ای؟
# - 89
گفت: آنکه کسی آنجا هرگز وادید آید.
انتخابشده - 90
نقل است که در آخر کار او بدانجا رسیده بود که هرچه به خاطر او بگذشتی در حال پیش او پیدا گشتی و چون حق را یاد آوردی به جای بول خون از او زایل گشتی. یک روز جماعتی پیش شیخ درآمدند، شیخ سرفرو برده بود، برآورد و گفت: از بامداد باز دانه پوسیده طلب می کنم تا به شما دهم تا خود طاقت کشش آن دارید در نمی یابم.
# - 91
نقل است که بوتراب نخشبی رحمهالله علیه، مریدی داشت عظیم گرم و صاحب وجد. بوتراب او را بسی گفتی که: چنین که تویی تو را بایزید می باید دید.
# - 92
یک روز مرید گفت: خواجه! کسی که هر روز صدبار خدای بایزید را بیند، بایزید را چه کند که بیند؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 89 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.