کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 157

گفت: من از راهی دور آمده ام، بدین امید. اگر مصلحت بیند فرماید تا حرفی بنویسند تا رنج ضایع نشود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 154

    گفت: مرا بازفرستاد تا که از تو بپرسم اگر او چنانست است تو چگونه ای؟

    #
  2. 155

    بایزید گفت: این دیگر نادانیش نگر!

    #
  3. 156

    پس گفت: اگرمن بگویم توندانی.

    #
  4. 157

    گفت: من از راهی دور آمده ام، بدین امید. اگر مصلحت بیند فرماید تا حرفی بنویسند تا رنج ضایع نشود.

    انتخاب‌شده
  5. 158

    بایزید گفت: بنویسید بسم الله الرحمن الرحیم. بایزید این است.

    #
  6. 159

    کاغذ فرانوردید و داد. یعنی بایزید هیچ است. چون موصوفی نبود، چگونه وصفش توان کرد تا بدان چه رسد که پرسند که او چگونه است یا توکلی دارد یا اخلاصی که این همه صفت خلق است. و تخلقوا باخلاق الله می یابد نه به توکل محلی شدن.

    #
  7. 160

    مرید رفت. شقیق بیمار شده بود، و اجلش نزدیک رسیده، و هر ساعت کسی بر بام می فرستاد تا راه می نگرد، تا پیش از آنکه اجلش در رسد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 157 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.