نثر · شماره 197
در حال باران آغاز نهاد، چنانکه چند شبانه روز بازنداشت.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 194
شیخ گفت: چنین است که تو می گویی.
# - 195
نقل است که یک روز جماعتی آمدند، که: یا شیخ! بیم قحط است و باران نمی آید.
# - 196
شیخ سرفروبرد و گفت: هین! ناودانها راست کنید که باران آمد.
# - 197
در حال باران آغاز نهاد، چنانکه چند شبانه روز بازنداشت.
انتخابشده - 198
نقل است که یک روز شیخ پای فرو کرد. مریدی با او به هم فرو کرد. بایزید پای برکشید آن مرد را گفت: پای برکش!
# - 199
آن مرد پای برنتوانست کشیدن. همچنان بماند تا آخر عمر و آن از آن بود که پنداشت پای فروکردن مردان همچنان بود که قیاس خلق دیگر.
# - 200
نقل است که یکبار شیخ پای فروکرده بود. دانشمندی برخاست تا برود. پای از زبر پایش بنهاد. گفتتند: ای نادان! چرا چنین کردی؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 197 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.