کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 261

نقل است که مردی پیش شیخ آمد. شیخ سرفرو برده بود. چون برآورد، آن مرد گفت: کجابودی؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 258

    شیخ گفت: سی سال در راه صدق قدم باید زد، و خاک مزابل به محاسن باید رفت و سر برزانوی اندوه بایدنهاد تا تحرک مردان بدانی. به یک دو روز که از پس تخته برخاستی می خواهی که به اسرار مردان واقف شوی؟

    #
  2. 259

    نقل است که وقتی لشکر اسلام در روم ضعیف شده بود، و نزدیک بود که شکسته شوند. از کفار آوازی شنیدند که یا بایزید دریاب!

    #
  3. 260

    در حال از جانب خراسان آتشی بیامد. چنانکه هراسی در لشکر کفار افتاد و لشکر اسلام نصرت یافت.

    #
  4. 261

    نقل است که مردی پیش شیخ آمد. شیخ سرفرو برده بود. چون برآورد، آن مرد گفت: کجابودی؟

    انتخاب‌شده
  5. 262

    گفت: به حضرت آن مرد.

    #
  6. 263

    گفت: من به حضرت بودم و تو را ندیدم.

    #
  7. 264

    شیخ گفت: راست می گویی. من درون پرده بودم و تو بیرون. و بیرونیان درونیان را نبینند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 261 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.