نثر · شماره 264
شیخ گفت: راست می گویی. من درون پرده بودم و تو بیرون. و بیرونیان درونیان را نبینند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 261
نقل است که مردی پیش شیخ آمد. شیخ سرفرو برده بود. چون برآورد، آن مرد گفت: کجابودی؟
# - 262
گفت: به حضرت آن مرد.
# - 263
گفت: من به حضرت بودم و تو را ندیدم.
# - 264
شیخ گفت: راست می گویی. من درون پرده بودم و تو بیرون. و بیرونیان درونیان را نبینند.
انتخابشده - 265
گفت: هرکه قرآن نخواند، و به جنازه مسلمان حاضر نشود، وبه عیادت بیماران نرود، و یتیمان را نپرسد، ودعوی این حدیث کند بدانید که مدعی است.
# - 266
یکی شیخ را گفت: دل صافی کن تا با تو سخنی گویم.
# - 267
شیخ گفت: سی سال است تااز حق دل صافی می خواهم، هنوز نیافته ام. به یک ساعت از برای تو دل صافی از کجا آرم؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 264 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.