نثر · شماره 452
گفت: ایشان در بحر صفای معاملت گفتند، و من از بحر صفای منت می گویم. ایشان آمیخته می گویند، من خالص می گویم. آمیخته آمیخته را پاک نکند. ایشان گفتند تو و ما؛ و من می گویم تو بر تو.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 449
گفتند: به چه به حق توان رسید؟
# - 450
گفت: به کوری و کری و گنگی.
# - 451
گفتند: بسیار سخنهای پیران شنید م. هیچ سخن عظیمتر از آن سخن تو نیست.
# - 452
گفت: ایشان در بحر صفای معاملت گفتند، و من از بحر صفای منت می گویم. ایشان آمیخته می گویند، من خالص می گویم. آمیخته آمیخته را پاک نکند. ایشان گفتند تو و ما؛ و من می گویم تو بر تو.
انتخابشده - 453
یکی وصیت خواست. گفت: بر آسمان نگر!
# - 454
نگه کرد گفت: می دانی این که آفریده است؟
# - 455
گفت: دانم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 452 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.