نثر · شماره 457
یکی گفت: این طالبان از سیاحت نمی آسایند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 454
نگه کرد گفت: می دانی این که آفریده است؟
# - 455
گفت: دانم.
# - 456
گفت: آنکس که آفریده است هرجا که باشی برتو مطلع است. از او برحذر باش.
# - 457
یکی گفت: این طالبان از سیاحت نمی آسایند.
انتخابشده - 458
گفت: آنچه مقصود است، مقیم است نه مسافر. مقیم را طلبیدن محال بود در سفر.
# - 459
گفتند: صحبت با که داریم؟
# - 460
گفت: آنکه چون بیمار شوی تو را بازپرسد و چون گناهی کنی توبه پذیرد، و هرچه حق از تو داند از او پوشیده نبود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 457 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.