کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 467

گفتند: مرد کی داند که به حقیقت معرفت رسیده است؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 464

    گفت: آنکه با تو طعام می خورد و از تو می گریزد و ازتو می خرد و به تو می فروشد و دلش در حضایر قدس پشت به بالش انس بازنهاده باشد.

    #
  2. 465

    و گفت: عارف آن است که در خواب جز خدای نبیند و با کس جز از وی موافقت نکند و سر خود جز با وی نگشاید.

    #
  3. 466

    پرسیدند از امر به معروف و نهی از منکر. گفت: در ولایتی باشید که در وی امر معروف و نهی از منکر نباشد که هردو در ولایت خلق است. در حضرت وحدت نه امر معروف است و نه نهی منکر باشد.

    #
  4. 467

    گفتند: مرد کی داند که به حقیقت معرفت رسیده است؟

    انتخاب‌شده
  5. 468

    گفت: آن وقت که فانی گردد در تحت اطلاع حق، و باقی شود در بساط حق بی نفس و بی خلق. پس او فانی بود باقی و باقی بود فانی و مرده ای بود زنده و زنده ای بود مرده و محجوبی بود مکشوف بود و مکشوفی بود محجوب.

    #
  6. 469

    شیخ را گفتند: سهل عبدالله در معرفت سخن گوید.

    #
  7. 470

    گفت: سهل برکناره دریا رفته و در گرداب افتاده.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 467 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.