کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 464

گفت: آنکه با تو طعام می خورد و از تو می گریزد و ازتو می خرد و به تو می فروشد و دلش در حضایر قدس پشت به بالش انس بازنهاده باشد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 461

    یکی گفت: چرا امشب نماز نمی کنی؟

    #
  2. 462

    گفت: مرا فراغت نمازنیست. من گرد ملکوت می گردم. و هرکجا افتاده ای است دست او می گیرم. یعنی کاردر اندرون خود می کنم.

    #
  3. 463

    گفتند: بزرگترین نشان عارف چیست؟

    #
  4. 464

    گفت: آنکه با تو طعام می خورد و از تو می گریزد و ازتو می خرد و به تو می فروشد و دلش در حضایر قدس پشت به بالش انس بازنهاده باشد.

    انتخاب‌شده
  5. 465

    و گفت: عارف آن است که در خواب جز خدای نبیند و با کس جز از وی موافقت نکند و سر خود جز با وی نگشاید.

    #
  6. 466

    پرسیدند از امر به معروف و نهی از منکر. گفت: در ولایتی باشید که در وی امر معروف و نهی از منکر نباشد که هردو در ولایت خلق است. در حضرت وحدت نه امر معروف است و نه نهی منکر باشد.

    #
  7. 467

    گفتند: مرد کی داند که به حقیقت معرفت رسیده است؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 464 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.