نثر · شماره 463
گفتند: بزرگترین نشان عارف چیست؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 460
گفت: آنکه چون بیمار شوی تو را بازپرسد و چون گناهی کنی توبه پذیرد، و هرچه حق از تو داند از او پوشیده نبود.
# - 461
یکی گفت: چرا امشب نماز نمی کنی؟
# - 462
گفت: مرا فراغت نمازنیست. من گرد ملکوت می گردم. و هرکجا افتاده ای است دست او می گیرم. یعنی کاردر اندرون خود می کنم.
# - 463
گفتند: بزرگترین نشان عارف چیست؟
انتخابشده - 464
گفت: آنکه با تو طعام می خورد و از تو می گریزد و ازتو می خرد و به تو می فروشد و دلش در حضایر قدس پشت به بالش انس بازنهاده باشد.
# - 465
و گفت: عارف آن است که در خواب جز خدای نبیند و با کس جز از وی موافقت نکند و سر خود جز با وی نگشاید.
# - 466
پرسیدند از امر به معروف و نهی از منکر. گفت: در ولایتی باشید که در وی امر معروف و نهی از منکر نباشد که هردو در ولایت خلق است. در حضرت وحدت نه امر معروف است و نه نهی منکر باشد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 463 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.