کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 687

و مردی گفت که او مرا وصیت کرد و گفت: خدای را نگاه دار.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 684

    عبدالله گفت: بگوی تا چه کرده ای؟

    #
  2. 685

    گفت: زنا کرده ام.

    #
  3. 686

    گفت: ترسیدم که مگر غیبت کرده ای.

    #
  4. 687

    و مردی گفت که او مرا وصیت کرد و گفت: خدای را نگاه دار.

    انتخاب‌شده
  5. 688

    گفتم: تفسیر این چیست؟

    #
  6. 689

    گفت: همیشه چنان باش که گویی خدای را می بینی.

    #
  7. 690

    نقل است که در حال حیات همه مال به درویشان داد. وقتی اورا مهمانی آمدهرچه داشت خرج کرد و گفت: مهمانان فرستادگان خدای اند. زن با وی به خصومت بیرون آمد. گفت: زنی که در این معنی با من خصومت کند نشاید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 687 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.