نثر · شماره 688
گفتم: تفسیر این چیست؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 685
گفت: زنا کرده ام.
# - 686
گفت: ترسیدم که مگر غیبت کرده ای.
# - 687
و مردی گفت که او مرا وصیت کرد و گفت: خدای را نگاه دار.
# - 688
گفتم: تفسیر این چیست؟
انتخابشده - 689
گفت: همیشه چنان باش که گویی خدای را می بینی.
# - 690
نقل است که در حال حیات همه مال به درویشان داد. وقتی اورا مهمانی آمدهرچه داشت خرج کرد و گفت: مهمانان فرستادگان خدای اند. زن با وی به خصومت بیرون آمد. گفت: زنی که در این معنی با من خصومت کند نشاید.
# - 691
بین وی بداد و طلاق دادش داد. خداوندتعالی چنان حکم کرد تا دختری از مهترزادگان به مجلس وی درآمد و سخن وی خوش آمدش. به خانه رفت. از پدر درخواست که مرا به زنی به وی ده. پدر پنجاه هزار دینار به دختر داد و دختری به زنی به وی داد. به خواب نمودندش که زنی را از بهر ما طلاق دادی. اینکه عوض تا بدانی که کسی بر ما زیان نکند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 688 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.