نثر · شماره 695
گفت: رحمت کرد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 692
چون وقت وفاتش نزدیک شد، همه مال خود را به درویشان داد. مریدی بربالین او بود. گفت: ای شیخ! سه دخترک داری و دیه از دنیا فراز می کنی. ایشان را چیزی بگذار. تدبیر چه کرده ای؟
# - 693
گفت: من حدیث ایشان گفته ام و هو بتولی الصالحین. کارساز اهل صلاح اوست. کسی که سازنده کارش بود به از آنکه عبدالله مبارک بود.
# - 694
پس در وقت مرگ چشمها باز کرد و می خندید و می گفت: لمثل هذا فلیعمل العاملون. سفیان ثوری را به خواب دیدند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
# - 695
گفت: رحمت کرد.
انتخابشده - 696
گفتند حال عبدالله مبارک چیست؟
# - 697
گفت: او از آن جمله است که روی دوبار به حضرت می رود. رحمهالله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 695 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.