نثر · شماره 34
شقیق گفت: احسنت! نیکوزادی است. مبارکت باد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 31
گفت: چهارچیز.
# - 32
گفت: کدامست.
# - 33
گفت: یکی آنکه هیچ کس مرا به روزی خویش نزدیکتر از خود نمی بینم و هیچ کس را از روزی خود دورتر از غیر خود نمی بینم و قضای خدای می بینم که با من می آید. هرجا که باشم و چنان دانم که در هر حال که باشم می دانم که خدای داناتر است به حال من از من.
# - 34
شقیق گفت: احسنت! نیکوزادی است. مبارکت باد.
انتخابشده - 35
نقل است که چون شقیق قصد کرد و به بغداد رسید هارون الرشید او را بخواند. چون شقیق به نزدیک هارون رفت و هارون گفت: تویی شقیق زاهد؟
# - 36
گفت: شقیق منم، اما زاهد نیم.
# - 37
هارون گفت: مرا پندی ده.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 34 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.