نثر · شماره 45
گفت: به هرچه خواهد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 42
گفت: تو چشمه ای و عمال جویها. اگر چشمه روشن بود، به تیرگی جویها زیان ندارد. اگر چشمه تاریک بود به روشنی جوی ها هیچ امید نباشد.
# - 43
گفت: زیادت کن.
# - 44
گفت: اگر در بیابان تشنه شوی، چنانکه به هلاکت نزدیک باشی، اگر آن ساعت شربتی آب یابی به چند بخری؟
# - 45
گفت: به هرچه خواهد.
انتخابشده - 46
گفت: اگر نفروشد الا به نیمه ملک تو؟
# - 47
گفت: بدهم.
# - 48
گفت: اگر آن آب بخوری از تو بیرون نیاید چنانکه بیم هلاکت بود، یکی گوید من تو را علاج کنم اما نیمه ای از ملک تو بستانم چه کنی؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 45 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.