نثر · شماره 32
گفت: من سودایی ام دماغم ضعیف است.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
این بگفت و نجات یافت. پس مسعر پیش خلیفه رفت و دست خلیفه بگرفت و گفت: چگونه ای ومستورات و فرزندانت چگونه اند؟
# - 30
منصور گفت: او را بیرون کنید که دیوانه است.
# - 31
پس شریک را گفتند: تو را قضا باید کرد.
# - 32
گفت: من سودایی ام دماغم ضعیف است.
انتخابشده - 33
منصور گفت: معالجت کن تا عقل کامل شود.
# - 34
پس قضا به شریک دادند و ابوحنیفه او را مهجور کرد و هرگز با وی سخن نگفت.
# - 35
نقل است که جمعی کودکان گوی می زدند. گوی ایشان به میان جمع ابو حنیفه افتاد. هیچ کودکی نمی رفت تا بیرون آرد. کودکی گفت: من بروم و بیارم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.