نثر · شماره 29
این بگفت و نجات یافت. پس مسعر پیش خلیفه رفت و دست خلیفه بگرفت و گفت: چگونه ای ومستورات و فرزندانت چگونه اند؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 26
گفت: ایهاالامیر! من مردی ام نه از عرب. و سادات عرب به حکم من راضی نباشند.
# - 27
جعفر گفت: این کار به نسبت تعلق ندارد. این را علم باید.
# - 28
ابوحنیفه گفت: من این کار را نشایم و دراین قول که گفتم نشایم، اگر راست می گویم نشایم و اگر دروغ می گویم، دروغ زن قضای مسلمانان را نشاید و تو خلیفه خدایی. روا مدار که دروغ گویی را خلیفه خود کنی و اعتماد خون و مال مسلمانان بر وی کنی.
# - 29
این بگفت و نجات یافت. پس مسعر پیش خلیفه رفت و دست خلیفه بگرفت و گفت: چگونه ای ومستورات و فرزندانت چگونه اند؟
انتخابشده - 30
منصور گفت: او را بیرون کنید که دیوانه است.
# - 31
پس شریک را گفتند: تو را قضا باید کرد.
# - 32
گفت: من سودایی ام دماغم ضعیف است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 29 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.