کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 28

ابوحنیفه گفت: من این کار را نشایم و دراین قول که گفتم نشایم، اگر راست می گویم نشایم و اگر دروغ می گویم، دروغ زن قضای مسلمانان را نشاید و تو خلیفه خدایی. روا مدار که دروغ گویی را خلیفه خود کنی و اعتماد خون و مال مسلمانان بر وی کنی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 25

    پس ملاح او را پنهان کرد و این هرسه پیش منصور شدند. اول ابوحنیفه را گفت: تو را قضا می باید کرد.

    #
  2. 26

    گفت: ایهاالامیر! من مردی ام نه از عرب. و سادات عرب به حکم من راضی نباشند.

    #
  3. 27

    جعفر گفت: این کار به نسبت تعلق ندارد. این را علم باید.

    #
  4. 28

    ابوحنیفه گفت: من این کار را نشایم و دراین قول که گفتم نشایم، اگر راست می گویم نشایم و اگر دروغ می گویم، دروغ زن قضای مسلمانان را نشاید و تو خلیفه خدایی. روا مدار که دروغ گویی را خلیفه خود کنی و اعتماد خون و مال مسلمانان بر وی کنی.

    انتخاب‌شده
  5. 29

    این بگفت و نجات یافت. پس مسعر پیش خلیفه رفت و دست خلیفه بگرفت و گفت: چگونه ای ومستورات و فرزندانت چگونه اند؟

    #
  6. 30

    منصور گفت: او را بیرون کنید که دیوانه است.

    #
  7. 31

    پس شریک را گفتند: تو را قضا باید کرد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 28 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.