کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 75

چون روزی چند برآمد آن درست بازآوردند و گفتند: پشیز است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 72

    بر امام گران آمد. مردمان گفتند: ما را غرض به تبرک است. آنچه خواهد بدهد.

    #
  2. 73

    درستی زر بداد به کراهیتی تمام. شاگردان گفتند: ای امام! تو کریمی و عالمی و در سخا همتا نداری. این قدر زر دادن چرا بر تو گران آمد؟

    #
  3. 74

    گفت: نه از جهت مال بود و لکن من یقین می دانم که مال حلال هرگز به آب و گل خرج نرود و من مال خود را حلال می دانم. چون از من چیزی خواستند کراهیت آن بود که در مال حلال من شبهتی پدید آمد و از آن سبب عظیم می رنجیدم.

    #
  4. 75

    چون روزی چند برآمد آن درست بازآوردند و گفتند: پشیز است.

    انتخاب‌شده
  5. 76

    امام عظیم شاد شد.

    #
  6. 77

    نقل است که در بازار می گذشت. مقدار ناخنی گل بر جامه او چکید. به لب دجله رفت و می شست. گفتند: ای امام! تو مقدار معین نجاست برجامه رخصت می دهی این قدر گل را می شویی؟

    #
  7. 78

    گفت: آری. آن فتوی است، و این تقوی است. چنانکه رسول علیه السلام نیم گرده بلال را اجازت نداد که مدخر کند و یک ساله زنان را قوت نهاد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 75 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.