نثر · شماره 14
امام عظیم کراهیت داشت از آن معنی که مرا خود چرا می شناسد. پس امام برخاست و غسل کرد و به نماز مشغول شد. خادم امام گفت: ای جوان! تو بازگرد که امام به کار تو مشغول است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
جوانی به در خانه امام احمد شد وآواز داد. گفتند: کیست؟
# - 12
گفت: محتاجی.
# - 13
وحال باز گفت که: مادری بیمار دارم و از تو دعایی می طلبد.
# - 14
امام عظیم کراهیت داشت از آن معنی که مرا خود چرا می شناسد. پس امام برخاست و غسل کرد و به نماز مشغول شد. خادم امام گفت: ای جوان! تو بازگرد که امام به کار تو مشغول است.
انتخابشده - 15
جوان بازگشت. چون به در خانه رسید مادرش برخاست و در بگشاد و صحت کلی یافت و به فرمان خدای تعالی.
# - 16
نقل است که بر لب آبی وضو می ساخت. دیگری بالای او وضو می ساخت. حرمت امام را برخاست و زیر امام شد و وضو ساخت. چون آن مرد وفات کرد او را به خواب دید ند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
# - 17
گفت: بر من رحمت کرد، بدان حرمت داشت که آن را امام را کردم در وضو ساختن.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.