نثر · شماره 12
گفت: محتاجی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
به مجرد زخم چوب با ایشان به قیامت هیچ خصومت ندارم.
# - 10
نقل است که جوانی مادری بیمار داشت و زمن شده. روزی گفت: ای فرزند! اگر خشنودی من می خواهی پیش امام احمد رو و بگو تا دعا کند برای من. مگر حق تعالی صحت دهد که مرا دل از این بیماری بگرفت.
# - 11
جوانی به در خانه امام احمد شد وآواز داد. گفتند: کیست؟
# - 12
گفت: محتاجی.
انتخابشده - 13
وحال باز گفت که: مادری بیمار دارم و از تو دعایی می طلبد.
# - 14
امام عظیم کراهیت داشت از آن معنی که مرا خود چرا می شناسد. پس امام برخاست و غسل کرد و به نماز مشغول شد. خادم امام گفت: ای جوان! تو بازگرد که امام به کار تو مشغول است.
# - 15
جوان بازگشت. چون به در خانه رسید مادرش برخاست و در بگشاد و صحت کلی یافت و به فرمان خدای تعالی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.