کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 19

پاره ای نان داشتم و بدو می دادم. او در شورید. گفت: ای احمد! تو که ای که به خانه خدای روی، به روزی رسانیدن از خدای راضی نباشی، لاجرم راه گم کنی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 16

    نقل است که بر لب آبی وضو می ساخت. دیگری بالای او وضو می ساخت. حرمت امام را برخاست و زیر امام شد و وضو ساخت. چون آن مرد وفات کرد او را به خواب دید ند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟

    #
  2. 17

    گفت: بر من رحمت کرد، بدان حرمت داشت که آن را امام را کردم در وضو ساختن.

    #
  3. 18

    نقل است که احمد گفت: به بادیه فرو شدم، به تنها راه گم کردم. اعرابی را دیدم به گوشه ای. نشسته تازه. گفتم: بروم و از وی راه پرسم. رفتم و پرسیدم. گفت: مرا گرسنه است.

    #
  4. 19

    پاره ای نان داشتم و بدو می دادم. او در شورید. گفت: ای احمد! تو که ای که به خانه خدای روی، به روزی رسانیدن از خدای راضی نباشی، لاجرم راه گم کنی.

    انتخاب‌شده
  5. 20

    احمد گفت: آتش غیرت در من افتاد.

    #
  6. 21

    گفتم: الهی تو را در گوشه ها چندین بندگانند وپوشیده.

    #
  7. 22

    آن مرد گفت: چه می اندیشی، ای احمد! او را بندگانند که اگر به خدای تعالی سوگند دهند جمله زمین و کوهها زر گردد برای ایشان.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 19 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.