کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 40

شاگرد گفت: چگونه؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 37

    طالب علم گفت: چه کردمی؟

    #
  2. 38

    گفت: طهارت و نماز شب و الا این علم به چه می آموزی؟

    #
  3. 39

    نقل است که احمد مزدوری داشت. نماز شام شاگردی را گفت تا زیادت از مزد چیزی بوی دهد. مزدور نگرفت. چون برفت. امام احمد فرمود: برعقب او ببر که بستاند.

    #
  4. 40

    شاگرد گفت: چگونه؟

    انتخاب‌شده
  5. 41

    گفت: آن وقت در باطن خود طمع آن ندیده باشد. این ساعت چون بیند بستاند.

    #
  6. 42

    وقتی شاگردی دیرینه را مهجور کرد، به سبب آنکه بیرون در خانه را به کاه گل بیندوده بود. گفت: یک ناخن از شاهراه مسلمانان گرفته تو را نشاید علم آموختن.

    #
  7. 43

    امام وقتی سطلی به گرو نهاده بود. چون باز می گرفت بقال دو سطل آورد. گفت: آن خود بردار که من نمی شناسم از آن تو کدام است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 40 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.