کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 28

گفت: چون او را بخواهم در گردن خود کرده باشم، که من بر کارهای او قیام نمایم، دینی و دنیایی چون نتوانم کرد، پس او را فریفته باشم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 25

    گفتند: چرا زن نخواهی؟

    #
  2. 26

    گفت: مومنه ای را نتوانم فریفت.

    #
  3. 27

    گفتند: چگونه؟

    #
  4. 28

    گفت: چون او را بخواهم در گردن خود کرده باشم، که من بر کارهای او قیام نمایم، دینی و دنیایی چون نتوانم کرد، پس او را فریفته باشم.

    انتخاب‌شده
  5. 29

    گفتند: آخر محاسن را شانه کن.

    #
  6. 30

    گفت: پس فارغ مانده باشم که این کار کنم.

    #
  7. 31

    نقل است که شبی مهتاب بود، بربام آمد و در آسمان می نگریست، و در ملکوت تفکر می کرد و می گریست تا بیخود شدو بر بام همسایه افتاد. همسایه پنداشت که دزد بر بام است. با تیغی بر بام آمد داود را دید. دست او گرفت و گفت: تو را که انداخت؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 28 از «ذکر داود طائی قدس الله روحه» است.