کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 45

ابوربیع واسطی گویدکه

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 42

    و گفت: از اندوه کی بیرون آید آنکه مصایب بر وی متواتر گردد.

    #
  2. 43

    و دیگر وقتی درویشی گفت: به پیش داود رفتم، او را خندان یافتم. عجب داشتم. گفتم: یا باسلیمان این خوش دلی از چیست؟ گفت: سحرگاه مرا شرابی دادند که آن را شراب انس گویند. امروز عید کردم وشادی پیش گرفتم.

    #
  3. 44

    نقل است که نان می خورد. ترسایی بر وی بگذشت. پاره ای بدو داد تا بخورد. آن شب آن ترسا با حلال خود سحبت کرد. معروف کرخی در وجود آمد.

    #
  4. 45

    ابوربیع واسطی گویدکه

    انتخاب‌شده
  5. 46

    داود را گفتم مرا وصیتی کن. گفت: صم عن الدنیا وافطر فی الاخره. از دنیا روزه گیر و مرگ را عید ساز و از مردمان بگریز، چنانکه از شیر درنده گریزند.

    #
  6. 47

    یکی دیگر وصیت خواست

    #
  7. 48

    گفت: زبان نگه دار.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 45 از «ذکر داود طائی قدس الله روحه» است.