نثر · شماره 49
گفت: زیادت کن.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 46
داود را گفتم مرا وصیتی کن. گفت: صم عن الدنیا وافطر فی الاخره. از دنیا روزه گیر و مرگ را عید ساز و از مردمان بگریز، چنانکه از شیر درنده گریزند.
# - 47
یکی دیگر وصیت خواست
# - 48
گفت: زبان نگه دار.
# - 49
گفت: زیادت کن.
انتخابشده - 50
گفت: تنها باش از خلق و اگر توانی دل از ایشان ببر.
# - 51
گفت: زیادت کن.
# - 52
گفت: از این جهان باید که بسنده کنی بسلامت دین، چنانکه اهل جهان بسنده کردند بسلامت دنیا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 49 از «ذکر داود طائی قدس الله روحه» است.