کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

گفتم: به فلان طبیب ترسا خواهیم که سماک را تجربت کند و آب می بریم تا بر وی عرضه کنیم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    و گفت: طمع رسنی است در گردن و بندی برپای. بینداز تا برهی.

    #
  2. 5

    و گفت: تا اکنون موعظت بر واعظان گران آمدی چنان عمل برعاملان واعظان اندک بودندی چنانکه امروز عاملان اندک اند.

    #
  3. 6

    احمد حواری گفت: این سماک بیمار شد، تا آب او حاصل کردیم تا نزد طبیب بریم، نصرانئی که دروقت او بود. در راه که می رفتیم مردی را دیدیم نیکوروی و خوش بوی و پاکیزه و جامه پاک پوشیده. پیش ما بازآمد و گفت: کجا می روید؟

    #
  4. 7

    گفتم: به فلان طبیب ترسا خواهیم که سماک را تجربت کند و آب می بریم تا بر وی عرضه کنیم.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    گفت: سبحان الله! دوست خدای از دشمن خدای استعانت می جوید؟ و به نزدیک وی می رود؟ بازگردید و به نزدیک ابن سماک روید و بگویید تا دست بر آن علت نهد و برخواند اعوذبالله من الشیطان الرجیم و بالحق انزلناه نزل الآیه.

    #
  6. 9

    مابازگشتیم و حال بدو نمودیم. او چنان کرد که فرموده بود در حال شفا یافت، و گفت: بدانید که او خضر بود، علیه السلام.

    #
  7. 10

    نقل است که چون وقت وفاتش آمد می گفت: بارخدایا! دانی که درآن وقت که معصیت می کردم اهل طاعت، تور ا دوست می داشتم. این کفارت آن گردان.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «ذکر محمد بن سماک قدس الله روحه» است.