نثر · شماره 12
گفت: از بهر آنکه با من شیطانی است. یکی دیگر درآید و مرا طاقت آن نباشد که دو شیطان در یکی خانهمن باشند گفتند چگونه ؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
مابازگشتیم و حال بدو نمودیم. او چنان کرد که فرموده بود در حال شفا یافت، و گفت: بدانید که او خضر بود، علیه السلام.
# - 10
نقل است که چون وقت وفاتش آمد می گفت: بارخدایا! دانی که درآن وقت که معصیت می کردم اهل طاعت، تور ا دوست می داشتم. این کفارت آن گردان.
# - 11
نقل است که او عزب بود. او را گفتند: کدخدایی خواهی؟ گفت: نی. گفتند: چرا؟
# - 12
گفت: از بهر آنکه با من شیطانی است. یکی دیگر درآید و مرا طاقت آن نباشد که دو شیطان در یکی خانهمن باشند گفتند چگونه ؟
انتخابشده - 13
گفت هر یکی از ما را شیطانی است یکی مرا و یکی اورا دو شیطان در یک خانه چگونه بود.
# - 14
بعد از آن وفات کرد. او را به خواب دیدند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
# - 15
گفت: همه نواخت و خلعت و کرامت و اکرام بود، ولکن آنجا هیچ کس را آبروی نیست الا کسانی را که ایشان بار عیال کشیده اند و تن در رنج دبه و زنبیل داده اند رحمهالله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «ذکر محمد بن سماک قدس الله روحه» است.