نثر · شماره 30
مرد چنان کرد. برخاست و پای بر سه پایه نهاد و گفت: قرصی خوردم. و بگذشت.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 27
گفت: شرط کرده ام که آن خورم که من خواهم.
# - 28
چون فارغ شدند گفت: آن سه پایه را در آتش بنه تا سرخ شود.
# - 29
مرد چنان کرد. گفت: اکنون بدین راه گذر بنه.
# - 30
مرد چنان کرد. برخاست و پای بر سه پایه نهاد و گفت: قرصی خوردم. و بگذشت.
انتخابشده - 31
و گفت: اگر شما می دانید که صراط حق است و دوزخ حق است و از هر چه کرده باشید بر آن صراط پرسند انگارید که این سه پایه آن صراط است، پای بر آنجا نهید و هر چه امروز در این دعوت بخوردید حساب به من بدهید.
# - 32
گفتند: یا حاتم!ما را طاقت آن نباشد.
# - 33
حاتم گفت: پس فردا چون طاقت خواهید داشتن که از هر چه کرده باشید در دنیا و خورده از همه باز پرسند قال الله تعالی و لتسئلن یومئذ عن النعیم. آن دعوت بر همه ماتم شد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 30 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.