نثر · شماره 31
و گفت: اگر شما می دانید که صراط حق است و دوزخ حق است و از هر چه کرده باشید بر آن صراط پرسند انگارید که این سه پایه آن صراط است، پای بر آنجا نهید و هر چه امروز در این دعوت بخوردید حساب به من بدهید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 28
چون فارغ شدند گفت: آن سه پایه را در آتش بنه تا سرخ شود.
# - 29
مرد چنان کرد. گفت: اکنون بدین راه گذر بنه.
# - 30
مرد چنان کرد. برخاست و پای بر سه پایه نهاد و گفت: قرصی خوردم. و بگذشت.
# - 31
و گفت: اگر شما می دانید که صراط حق است و دوزخ حق است و از هر چه کرده باشید بر آن صراط پرسند انگارید که این سه پایه آن صراط است، پای بر آنجا نهید و هر چه امروز در این دعوت بخوردید حساب به من بدهید.
انتخابشده - 32
گفتند: یا حاتم!ما را طاقت آن نباشد.
# - 33
حاتم گفت: پس فردا چون طاقت خواهید داشتن که از هر چه کرده باشید در دنیا و خورده از همه باز پرسند قال الله تعالی و لتسئلن یومئذ عن النعیم. آن دعوت بر همه ماتم شد.
# - 34
نقل است که یک روز کسی بر او آمد. گفت: مال بسیار دارم و می خواهم که از این مال تو را و یاران تو را بدهم. می گیری؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 31 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.