نثر · شماره 34
نقل است که یک روز کسی بر او آمد. گفت: مال بسیار دارم و می خواهم که از این مال تو را و یاران تو را بدهم. می گیری؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 31
و گفت: اگر شما می دانید که صراط حق است و دوزخ حق است و از هر چه کرده باشید بر آن صراط پرسند انگارید که این سه پایه آن صراط است، پای بر آنجا نهید و هر چه امروز در این دعوت بخوردید حساب به من بدهید.
# - 32
گفتند: یا حاتم!ما را طاقت آن نباشد.
# - 33
حاتم گفت: پس فردا چون طاقت خواهید داشتن که از هر چه کرده باشید در دنیا و خورده از همه باز پرسند قال الله تعالی و لتسئلن یومئذ عن النعیم. آن دعوت بر همه ماتم شد.
# - 34
نقل است که یک روز کسی بر او آمد. گفت: مال بسیار دارم و می خواهم که از این مال تو را و یاران تو را بدهم. می گیری؟
انتخابشده - 35
گفت: از آن می ترسم که تو میری. مرا باید گفت که روزی دهنده آسمان، روزی دهنده زمین بمرد.
# - 36
مردی حاتم را گفت: از کجا می خوری؟
# - 37
گفت: از خرمنگاه خدای که آن نه زیادت و نه نقصان پذیرد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 34 از «ذکر حاتم اصم قدس الله روحه» است.