کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 36

و گفت: حلال صافی آن بود که اندر وی خدای را فراموش نکند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 33

    و گفت: هرکه گرسنگی کشید شیطان گرد او نگردد بفرمان خدای چون سیر بخوردید، طلب از حد در گذرید و طاغی شوید.

    #
  2. 34

    و گفت: سرهمه آفتها سیر خوردن است.

    #
  3. 35

    و گفت: هرکه حرام خورد هفت اندام وی در معصیت افتد اگر خواهد وگرنه ناچار معصیت کند و هرکه حلال خورد، هفت اندام وی در طاعت بود و توفیق خیر بدو پیوسته بود.

    #
  4. 36

    و گفت: حلال صافی آن بود که اندر وی خدای را فراموش نکند.

    انتخاب‌شده
  5. 37

    نقلست که شاگری را گرسنگی بغایت رسید و چند روز برآمد.

    #
  6. 38

    گفت: یا استاد ما القوت قالی ذکر الحی الذی لایموت.

    #
  7. 39

    و گفت: خلق برسه قسمند و گروهی با خود بجنگ برای خدای تعالی و گروهی اند با خلق بجنگ برای خدای و گروهی با حق بجنگ برای خود. که چرا قضای تو برضای ما نیست؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 36 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.