کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 39

و گفت: خلق برسه قسمند و گروهی با خود بجنگ برای خدای تعالی و گروهی اند با خلق بجنگ برای خدای و گروهی با حق بجنگ برای خود. که چرا قضای تو برضای ما نیست؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 36

    و گفت: حلال صافی آن بود که اندر وی خدای را فراموش نکند.

    #
  2. 37

    نقلست که شاگری را گرسنگی بغایت رسید و چند روز برآمد.

    #
  3. 38

    گفت: یا استاد ما القوت قالی ذکر الحی الذی لایموت.

    #
  4. 39

    و گفت: خلق برسه قسمند و گروهی با خود بجنگ برای خدای تعالی و گروهی اند با خلق بجنگ برای خدای و گروهی با حق بجنگ برای خود. که چرا قضای تو برضای ما نیست؟

    انتخاب‌شده
  5. 40

    چرا مشیت تو بمشاورت ما نیست؟

    #
  6. 41

    و گفت: هر که خواهد که تقوای وی درست آید؛ گو از همه گناهان دست بدار.

    #
  7. 42

    و گفت: هر عملی که کنید نه باقتدای مقتدا کنید جمله عذاب نفس خود دانید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 39 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.