نثر · شماره 102
و گفت: تصوف اندک خوردن است و با خدای آرام گرفتن و از خلق گریختن.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 99
و گفت: لااله الاالله لازم است خلق را اعتقاد بدان، بدل و اعتراف بدان، بزبان و وفا بدان بفعل.
# - 100
و گفت: اول توبه اجابت است پس اقابت است پس توبه است پس استغفار اجابت بفعل بود و انابت بدل و توبه به نیت و استغفار از تقصیر.
# - 101
و گفت: صوفی آن بود که صافی شود از کدر و پر شود از فکر و در قرب خدای منقطع شود از بشر و یکسان شود در چشم او خاک و زر.
# - 102
و گفت: تصوف اندک خوردن است و با خدای آرام گرفتن و از خلق گریختن.
انتخابشده - 103
و گفت: توکل حال پیغمبرانست هر که در توکل حال پیغمبر دارد؛ گو سنت او فرومگذار.
# - 104
و گفت: اول مقامی در توکل آنست که پیش خدای چنان باشی که مرده پیش مرده شوی تا چنانکه خواهد او را می گرداند و او را با هیچ ارادت نبود و حرکت نباشد.
# - 105
و گفت: توکل درست نیاید الا به بذل روح و بذل روح نتواند کرد الا بترک تدبیر.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 102 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.