نثر · شماره 105
و گفت: توکل درست نیاید الا به بذل روح و بذل روح نتواند کرد الا بترک تدبیر.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 102
و گفت: تصوف اندک خوردن است و با خدای آرام گرفتن و از خلق گریختن.
# - 103
و گفت: توکل حال پیغمبرانست هر که در توکل حال پیغمبر دارد؛ گو سنت او فرومگذار.
# - 104
و گفت: اول مقامی در توکل آنست که پیش خدای چنان باشی که مرده پیش مرده شوی تا چنانکه خواهد او را می گرداند و او را با هیچ ارادت نبود و حرکت نباشد.
# - 105
و گفت: توکل درست نیاید الا به بذل روح و بذل روح نتواند کرد الا بترک تدبیر.
انتخابشده - 106
و گفت: نشان توکل سه چیز است: یکی آنکه سوال نکند و چون پدید آید نپذیرد و چون نپذیرفت بگذارد.
# - 107
و گفت: اهل توکل را سه چیز دهند؛ حقیقت، یقین و مکاشفه غیبی و مشاهده قرب حق تعالی.
# - 108
و گفت: توکل آنست که خدای را متهم نداری یعنی آنچه گفته است بتو رساند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 105 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.