کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 110

و گفت: توکل دل را بود که با خدای زندگانی کند بی علاقتی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 107

    و گفت: اهل توکل را سه چیز دهند؛ حقیقت، یقین و مکاشفه غیبی و مشاهده قرب حق تعالی.

    #
  2. 108

    و گفت: توکل آنست که خدای را متهم نداری یعنی آنچه گفته است بتو رساند.

    #
  3. 109

    و گفت: توکل آنست که اگر چیزی بود و اگر نبود؛ در هر دو حال ساکن بود.

    #
  4. 110

    و گفت: توکل دل را بود که با خدای زندگانی کند بی علاقتی.

    انتخاب‌شده
  5. 111

    و گفت: جمله احوال را روئی است و قفایی مگر توکل را که همه روی است بی قفا.

    #
  6. 112

    معنی آنست که زهد و تقوی ازاجتناب دنیا بود مجاهده در مخالفت نفس و هوا بود علم و معرفت در دید و دانش اشیا بود، خوف و رجاء از لطف و کبریا بود تفویض و تسلیم در رنج و عنا بود. رضا بقضا بود و شکر بر نعما بود و صبر بر بلا بود و توکل بر خدا بود لاجرم توکل همه روی بی قفا بود اگر کسی گوید دوستی نیز همچین است که توکل بر خدای است گوییم، دوستی بر خدای نبود با خدای بود.

    #
  7. 113

    و گفت: دوستی دست بگردن طاعت کردن بود و از مخالفت دور بودن.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 110 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.