نثر · شماره 113
و گفت: دوستی دست بگردن طاعت کردن بود و از مخالفت دور بودن.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 110
و گفت: توکل دل را بود که با خدای زندگانی کند بی علاقتی.
# - 111
و گفت: جمله احوال را روئی است و قفایی مگر توکل را که همه روی است بی قفا.
# - 112
معنی آنست که زهد و تقوی ازاجتناب دنیا بود مجاهده در مخالفت نفس و هوا بود علم و معرفت در دید و دانش اشیا بود، خوف و رجاء از لطف و کبریا بود تفویض و تسلیم در رنج و عنا بود. رضا بقضا بود و شکر بر نعما بود و صبر بر بلا بود و توکل بر خدا بود لاجرم توکل همه روی بی قفا بود اگر کسی گوید دوستی نیز همچین است که توکل بر خدای است گوییم، دوستی بر خدای نبود با خدای بود.
# - 113
و گفت: دوستی دست بگردن طاعت کردن بود و از مخالفت دور بودن.
انتخابشده - 114
و گفت: هرکه خدای را دوست دارد عیش اورا دارد.
# - 115
و گفت: حیا بلندتر است از خوف که حیا خاصگیانرا بود خوف علما را.
# - 116
و گفت: عبودیت رضا دادن است به فعل خدای.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 113 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.