کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 56

گفت: پنج روز.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 53

    نقلست که یکبار یعقوب علیه السلام را بخواب دید. گفت: ای پیغامبر خدای این چه شور است که از بهر یوسف در جهان انداخته ای؟

    #
  2. 54

    چون ترا بر حضرت بار هست حدیث یوسف را بباد برده. ندائی بسر او رسید که یا سری دل نگاه دار و یوسف را بوی نمودند نعره ای بزد و بیهوش شد و سیزده شبانروز بی عقل افتاده بود. چون بعقل باز آمد. گفتند: این جزای آنکس است که عاشقان درگاه ما را ملامت کند.

    #
  3. 55

    نقلست که کسی پیش سری طعامی آورد و گفت: چند روز است نان نخورده ای؟

    #
  4. 56

    گفت: پنج روز.

    انتخاب‌شده
  5. 57

    گفت: گرسنگی تو گرسنگی بخل بوده است گرسنگی فقر نبوده است.

    #
  6. 58

    نقلست که سری خواست که یکی از اولیا را بیند. پس باتفاق یکی را بر سر کوهی بدید چون بوی رسید، گفت: السلام علیک تو کیستی؟

    #
  7. 59

    گفت: او.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 56 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.