کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 57

گفت: گرسنگی تو گرسنگی بخل بوده است گرسنگی فقر نبوده است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 54

    چون ترا بر حضرت بار هست حدیث یوسف را بباد برده. ندائی بسر او رسید که یا سری دل نگاه دار و یوسف را بوی نمودند نعره ای بزد و بیهوش شد و سیزده شبانروز بی عقل افتاده بود. چون بعقل باز آمد. گفتند: این جزای آنکس است که عاشقان درگاه ما را ملامت کند.

    #
  2. 55

    نقلست که کسی پیش سری طعامی آورد و گفت: چند روز است نان نخورده ای؟

    #
  3. 56

    گفت: پنج روز.

    #
  4. 57

    گفت: گرسنگی تو گرسنگی بخل بوده است گرسنگی فقر نبوده است.

    انتخاب‌شده
  5. 58

    نقلست که سری خواست که یکی از اولیا را بیند. پس باتفاق یکی را بر سر کوهی بدید چون بوی رسید، گفت: السلام علیک تو کیستی؟

    #
  6. 59

    گفت: او.

    #
  7. 60

    گفت: تو چه می کنی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 57 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.