کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 50

و گفت: گناهی که تو را محتاج گرداند بدو، دوست تر دارم از عملی که بدو نازند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 47

    و گفت: هرکه را توانایی به خدای بود همیشه توانگر است و هرکه را توانگری به کسب خویش بود همیشه فقیر بود. به اول مجذوبان را می خواهد و به آخر مجاهدان را، چنانکه گفت خدای را در سرا نعمت فضل است و در ضرا نعمت تطهیر. تو اگر بنده باشی در سرا باش.

    #
  2. 48

    و گفت: عجب دارم از آن موحدان در دوزخ زبانه زن که چگونه می سوزد آتش از صدق توحید او.

    #
  3. 49

    و گفت: سبحان آن خدایی که بنده گناه می کند و حق شرم از او دارد.

    #
  4. 50

    و گفت: گناهی که تو را محتاج گرداند بدو، دوست تر دارم از عملی که بدو نازند.

    انتخاب‌شده
  5. 51

    و گفت: هرکه خدای را دوست دارد نفس را دشمن دارد.

    #
  6. 52

    و گفت: ولی مرائی و منافقی نکند و چنین کس را دوست کم بود.

    #
  7. 53

    و گفت: بد دوستی باشد که تو را حاجت آید چیزی از او پرسیدن، یا او را گفتن مرا به دعا یاد دار یا در زندگانی که با او کنی حاجت آید مدارا کردن، یا حاجت آید به عذر خواستن از وی در زلتی که از تو ظاهر شود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 50 از «ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز» است.