نثر · شماره 53
و گفت: بد دوستی باشد که تو را حاجت آید چیزی از او پرسیدن، یا او را گفتن مرا به دعا یاد دار یا در زندگانی که با او کنی حاجت آید مدارا کردن، یا حاجت آید به عذر خواستن از وی در زلتی که از تو ظاهر شود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 50
و گفت: گناهی که تو را محتاج گرداند بدو، دوست تر دارم از عملی که بدو نازند.
# - 51
و گفت: هرکه خدای را دوست دارد نفس را دشمن دارد.
# - 52
و گفت: ولی مرائی و منافقی نکند و چنین کس را دوست کم بود.
# - 53
و گفت: بد دوستی باشد که تو را حاجت آید چیزی از او پرسیدن، یا او را گفتن مرا به دعا یاد دار یا در زندگانی که با او کنی حاجت آید مدارا کردن، یا حاجت آید به عذر خواستن از وی در زلتی که از تو ظاهر شود.
انتخابشده - 54
و گفت: نصیب مومن از تو سه چیز باید که بود. یکی آنکه اگر منفعتی نتوانی رسانید مضرتی نرسانی؛ و اگر شادش نتوانی گردانید باری اندوهگن نکنی؛ و اگر مدحش نگویی باری نکوهش نکنی.
# - 55
و گفت: هیچ حماقت بیش از آن نیست که تخم آتش می اندازد و بهشت طمع می دارد.
# - 56
و گفت: یکی گناه بعد از توبه زشت تر بود از هفتاد گناه پیش از توبه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 53 از «ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز» است.