نثر · شماره 129
گفتند: مرد به توکل کی رسد؟ گفت: آنگاه که خدای تعالی را به وکیلی رضا دهد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 126
گفت: آنگاه که نفس را در سر ریاضت دهی تا آنگاه که اگر سه روز تو را حق روزی ندهد ضعیف نگردی - در نفس خود - و اگر بدین درجه نرسیده باشی نشست توبر بساط زاهدان جهل بود و از فضیحت شدن تو ایمن نباشم.
# - 127
گفتند: فردا که ایمنتر بود؟
# - 128
گفت: آنکه امروز بیشتر ترسد.
# - 129
گفتند: مرد به توکل کی رسد؟ گفت: آنگاه که خدای تعالی را به وکیلی رضا دهد.
انتخابشده - 130
گفتند: توانگری چه باشد؟ گفت: ایمن بودن به خدای.
# - 131
گفتند: عارف کی باشد؟ گفت: هست نیست بود.
# - 132
گفتند: درویشی چیست؟ گفت: آنکه به خداوند خویش از جمله کاینات توانگری شوی مگر که یک روز در پیش او سخن توانگری و درویشی می رفت. گفت فردا نه توانگری وزنی خواهد داشت و نه درویشی صبر و شکر وزن خواهد داشت. باید که شکر آری و صبر کنی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 129 از «ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز» است.