نثر · شماره 127
گفتند: فردا که ایمنتر بود؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 124
گفت: آری! هرکه غافل ماند از انعام او و در خشم به سبب مقدوری چه از نعمت و چه از محنت و چه از مصیبت.
# - 125
و کسی گفت: کی بود که به مقام توکل رسم و ردای آز برافگنم و با زاهدان بنشینم؟
# - 126
گفت: آنگاه که نفس را در سر ریاضت دهی تا آنگاه که اگر سه روز تو را حق روزی ندهد ضعیف نگردی - در نفس خود - و اگر بدین درجه نرسیده باشی نشست توبر بساط زاهدان جهل بود و از فضیحت شدن تو ایمن نباشم.
# - 127
گفتند: فردا که ایمنتر بود؟
انتخابشده - 128
گفت: آنکه امروز بیشتر ترسد.
# - 129
گفتند: مرد به توکل کی رسد؟ گفت: آنگاه که خدای تعالی را به وکیلی رضا دهد.
# - 130
گفتند: توانگری چه باشد؟ گفت: ایمن بودن به خدای.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 127 از «ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز» است.