نثر · شماره 146
و گفت: الهی!چگونه امتناع نمایم به سبب گناه از دعا که نمی بینم تو را که امتناع نمایی به سبب گناه از من عطا. اگر چه گناه می کنم تو همچنان عطا می دهی. پس من نیز اگر چه گناه می کنم از دعا باز نتوانم ایستاد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 143
و گفت: الهی! تو فرموده ای که من جاء بالحسنه فله خیر منها. هرکه نیکویی به ما آرد بهتر از آن بدو باز دهم. هیچ نیکوتر از ایمان نیست که به ما داده ای چه بهتر از آن به ما دهی جز لقای تو خداوندا!
# - 144
و گفت: الهی! چنانکه تو به کس نمانی کارهای توبه کار کس نماند. هرکسی که هر کسی را دوست دارد همه راحت آنکس جوید. تو چون مر کسی را دوست داری بلا بر سر او بارانی.
# - 145
و گفت: خداوندا! هرچه از دنیا مراخواهی داد به کافران ده و هرچه از عقبی مرا خواهی داد به مومنان ده، که مرا بسنده است در دنیا یاد کرد تو و در عقبی دیدار تو.
# - 146
و گفت: الهی!چگونه امتناع نمایم به سبب گناه از دعا که نمی بینم تو را که امتناع نمایی به سبب گناه از من عطا. اگر چه گناه می کنم تو همچنان عطا می دهی. پس من نیز اگر چه گناه می کنم از دعا باز نتوانم ایستاد.
انتخابشده - 147
و گفت: الهی!اگر من نتوانم که از گناه باز ایستم تو می توانی که گناهم بیامرزی.
# - 148
و گفت: الهی! هرگناه که از من در وجود می آید دو روی دارد. یکی روی به لطف تو دارد؛ و یکی روی به ضعف من. یا بدان روی گناهم عفو کن که به لطف تو دارد، یا بدان روی بیامرز که به ضعف من دارد.
# - 149
و گفت: الهی! به بدکرداری که مراست از تو می ترسم، و به فضلی که توراست به تو امید می دارم. پس از من باز مدار فضلی که توراست به سبب بدکرداری که مراست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 146 از «ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز» است.