نثر · شماره 12
چنانکه نقل است که در همسایگی او احادیث استماع می کردند. گفتند: آخر چرا نیایی تاا ستماع احادیث کنی؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
پس بوحفص به خود بازآمد. آهن تافته در دست خود دید و این سخن بشنید که: چون پاک شد برکجا زنیم؟
# - 10
نعره بزد و آهن بیفگند و دکان را به غارت داد و گفت: ما چندین گاه خواستیم به تکلف که این کار رها کنیم و نکردیم تا آنگاه که این حدیث حمله آورد و ما را از ما بستد و اگر چه من دست از کار می داشتم تا کار دست از من نداشت فایده نبود.
# - 11
پس روی به ریاضت سخت نهاد و عزلت و مراقبت پیش گرفت.
# - 12
چنانکه نقل است که در همسایگی او احادیث استماع می کردند. گفتند: آخر چرا نیایی تاا ستماع احادیث کنی؟
انتخابشده - 13
گفت: من سی سال است تا می خواهم داد یک حدیث بدهم، نمی توانم داد. سماع دیگر حدیث چون کنم؟
# - 14
گفتند: آن حدیث کدام است؟
# - 15
گفت: آنکه می فرماید: رسول صلی الله علیه و آله وسلم من حسن اسلام المرء ترکه ما لا یعنیه. از نیکویی اسلام مرد آن است که ترک کند چیزی که به کارش نیاید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز» است.