نثر · شماره 94
و گفت: هرکه در همه حال فضل خدای می بیند بر خویشتن امید می دارد که از هالکان نباشد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
و گفت: کسی را نرسد که دعوی فراست کند ولکن از فراست دیگران بباید ترسید.
# - 92
و گفت: هرکه بدهد و بستاند او مردی است، و هرکه بدهد و نستاند او نیم مردی است؛ و هرکه ندهد و بستاند او مگسی است، نه کسی است در وی هیچ خیر نیست.
# - 93
بوعثمان حیری گفت: معنی این سخن از او پرسیدند. گفت: هرکه از خدای بستاند وبدهد به خدای، او مردی است، زیرا که او دراین حال خود را نمی بیند در آنچه کند؛ و هرکه بدهد و نستاند او نیم مردی است زیرا که خود را می بیند در آنچه کند که ناستدن فضلی است؛ و هرکه ندهد و بستاند او هیچ کسی است، زیرا که گمان او چنان است که دهنده و ستاننده اوست نه خدای.
# - 94
و گفت: هرکه در همه حال فضل خدای می بیند بر خویشتن امید می دارد که از هالکان نباشد.
انتخابشده - 95
و گفت: مبادا که عبادت خدای تو را پشتی بود تا معبود معبود بود.
# - 96
و گفت: فاضلترین چیزی اهل اعمال را مراقبت خویش است با خدای.
# - 97
و گفت: چه نیکوست استغنا به خدای و چه زشت است استغنا با نام.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز» است.