نثر · شماره 33
و گفت: توکل دست بخدای زدن است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 30
پرسیدند که بنده کیست گفت: آنکه نپرستد و دوست ندارد که او را پرستند.
# - 31
و گفتند زهد چیست گفت: نزدیک من زهد آنست که بدانچه در دست تو است ساکن دل تر باشی از آنچه در ضمان خداوند است.
# - 32
پرسیدند از توکل گفت توکل آنست که اگر ده هزار درم ترا وام بود چشم بر هیچ نداری نومید نباشی ا زحق تعالی بگزاردن آن.
# - 33
و گفت: توکل دست بخدای زدن است.
انتخابشده - 34
و گفت: اگر توانی که کار خود به خدای بازگذاری بهتر از آنکه به حیله تدبیر مشغول شوی.
# - 35
و گفت: جزع نکند در مصیبت مگر کسی که خدای را متهم داشته بود.
# - 36
و گفت: ابلیس و یاران او بهیچ چیز چنان شاد نشود که به سه چیز یکی آنکه مومنی مومنی را بکشد ودوم آنکه بر کفر بمیرد سوم از دلی که در وی بیم درویشی بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 33 از «ذکر حمدون قصار قدس الله روحه العزیز» است.