مصرع دوم · شماره 32
و صریع کل هوی صریع هوان
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
جعفر بن نصیر گوید جنید درمی بمن داد که انجیر وزیری بستان خریدم نماز شام چون روزه گشاد یک انجیر در دهن نهاد و بگریست و مرا گفت: بردار گفتم چه بود گفت: که هاتفی آواز داد که شرم نداری که چیزی را که برای ما بر خود حرام کردۀ بازگرد آن می گردی و این بیت بگفت
# - 30
شعر
# - 31
نون الهوان من الهوی مسروقه
# - 32
و صریع کل هوی صریع هوان
انتخابشده - 33
نقلست که یکبار رنجور شد گفت: اللهم اشفنی هاتفی آواز داد که ای جنید میان بنده و خدای چه کار داری تو در میان میای و بدانچه فرموده اند مشغول باش و بر آنچه مبتلا کرده اند صبر کن ترا با ختیار چه کار.
# - 34
نقلست که یکبار بعیادت درویشی رفت درویش می نالید گفت: از که می نالی درویش دم درکشید گفت: این صبربا که می کنی درویش فریاد برآورد و گفت: نه سامان نالیدن است و نه قوت صبر کردن.
# - 35
نقلست که یکبار جنید را پای درد کرد فاتحه خواند و بر پای دمید هاتفی آواز داد که شرم نداری که کلام مادر حق نفس خود صرف کنی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.